استاد دانشگاه تهران گفت:خشونت ،خشونت می آورد و چون ابتر است خشونت مذهبی خشونت سکولار می آورد و خشونت سکولار خشونت مذهبی. در دوران پهلوی اول ما شاهد رادیکالیسم در مذهب هستیم اما در کنارش شاهد یک جریان بزرگ اصلاحی نیز هستیم. روز نو : استاد دانشگاه تهران گفت:خشونت ،خشونت می آورد و چون ابتر است خشونت مذهبی خشونت سکولار می آورد و خشونت سکولار خشونت مذهبی. در دوران پهلوی اول ما شاهد رادیکالیسم در مذهب هستیم اما در کنارش شاهد یک جریان بزرگ اصلاحی نیز هستیم. به گزارش روزنو،حجت الاسلام داوود فیرحی با حضور در نشست مشترک دانشجویان دانشگاه های دولتی و دانشگاه آزاد اسلامی به مناسبت روز وحدت حوزه و دانشگاه گفت: از زمان شکل گیری دولت مدرن در سال ۱۲۸۵ در ایران خصلت دولت ها این است که تمام امور را در دست می گیرند و هیچ فضایی در زندگی خالی از دولت مدرن نیست. حتی پس از فوت شهروندان نیز این دولت است که باید اجازه دفن بدهد و در واقع تمامی امور خانواده ها را در دست گرفته است. وی افزود:ما در سال ۱۲۸۵ شمسی شاهد تولد دولت مشروطه هستیم. انقلاب مشروطه ویژگی های ارزشمندی داشت. دستاورد های آن تولد مفهوم حقوق عمومی و مفهوم قانون بود. دستاورد اول در حوزه عمومی بود که جامعه متوجه شد حقوقی دارد لذا قبل از آن مردم می گفتند سیاست تنها برای حاکمان است و هیچکس نباید در آن دخالت کند. پس از آن جامعه متوجه شد که امر سیاسی حق شهروند است و دستاورد دوم قانون بود که برای نخستین بار مفهوم قانون پیدا شد یعنی اینکه جامعه متوجه شد که از این پس قانون معیار اداره کشور است. باید توجه داشت که اگر مشروطه نبود این دو دستاورد مهم را نداشتیم. البته انقلاب مشروطه در دو مفهوم حقوق عمومی و قانون نیز با مشکلاتی روبه رو بود. اینکه جامعه باید با شریعت اداره بشود یا قانون؛ موجب بروز بحران برای مشروطیت شد. فیرحی تصریح کرد:اولین کار اصلاحی که شروع شد این بود که چطور می شود دولت را یکپارچه کرد. دو اقدام دیگر هم در جامعه مذهبی ما رخ داد صدسال قبل برخی از روشنفکران به این نتیجه رسیدند که جامعه با شریعت و قانون بصورت دوگانه قابل اداره نیست و شروع به حذف شریعت کردند. آنها به دنبال حذف شریعت از طریق هل دادن آن به حریم خصوصی بودند. وی ادامه داد:در همان سال هشدار فداییان اسلام در برخی کتابهای مذهبی داده شد. حذف مذهب در جامعه یک بحران جدید به وجود آورد و موجب بروز رادیکالیسم شد. از جانب جریان مذهبی می توان به فداییان اسلام اشاره کرد. انقلاب اسلامی در سال ۱۳۵۷ رخ داد اما ذهن روشنفکران از سال ۱۳۲۴ دیگر از نظام پادشاهی فاصله گرفته بود.آن تحولات در ایران یک رادیکالیسم ایجاد کرد. رادیکالیسم میل داشت همه فضاها در ایران را بگیرد. این استاد دانشگاه اظهار داشت:خشونت ،خشونت می آورد و چون ابتر است خشونت مذهبی خشونت سکولار می آورد و خشونت سکولار خشونت مذهبی. در دوران پهلوی اول ما شاهد رادیکالیسم در مذهب هستیم اما در کنارش شاهد یک جریان بزرگ اصلاحی نیز هستیم. طرح اینکه جامعه با اداره قانون پیش برود همان طرحی بود که به دنبال یکپارچگی دولت با سه اصل قانون؛ شریعت و عرف جامعه و مردم بود با این طرح دیگر نه نظریه های اصلاحی به دنبال حذف شریعت از قوانین بودند و نه به دنبال حذف حقوق مردم. البته باید گفت که به غیر از فرانسه و اندونزی و ترکیه که مذهب را از قوانین خود حذف کردند در کشورهای دیگر چنین چیزی نیست و مذهب در قوانین موثراست. نظریه های ضد دموکراسی و موافق با دموکراسی در فقه ما وجود دارد که این امر باعث می شود تا جامعه دچار دو دستگی از این حیث بشود. وقتی دانش های فقهی چگونگی دموکراسی دینی را توضیح می دهند و مخالفین رد می کنند کار یک محقق بجای حمله کردن به رقیب این است که توضیح دهد مکتبی که مدافع آن است چه می گوید. توضیح دیدگاه خویش از جنگیدن با رقیب موثرتراست. باید بتوان توضیح داد که دیدگاههای اصلاح طلبی چگونه رابطه دین با دولت را توضیح می دهد. وی افزود: می دانیم که بزرگان مذهبی ما حامی حقوق عمومی بودند. بزرگانی که گفتند جمهوری اسلامی نه یک کلمه کم نه زیاد می دانستند که کسانی هستند که می خواهند یا جمهوری را تغییر دهند و یا اسلام آن را. فیرحی تاکید کرد:بر اساس قانون احزاب که از سال ۱۳۶۰ تدوین شده است احزاب در کشور فعالیت می کنند در حالی که دولت هم فعالیت می کند. بدون اینکه دخالتی در کار هم بکنند. هر علمی یک تئوری دارد و یک پایه ای دارد.الان ماشین احزاب کار می کند اما تاثیری در دولت ندارد از طرف دیگر دولت کار می کند و احتیاج به اصلاحات دارد اما این اصلاحات به کندی انجام می شود. باید پرسید آیا می توان احزاب را به دولت دوخت. نظام حزبی؛ نظام انتخاباتی و نظام پارلمانی یا قوه مجریه در نظام های دنیا به هم گره خورده اند که در ایران این چنین نیست. قانون انتخابات در صورت اصلاح کمک می کند که احزاب شهر آشوب نشوند. اگر جامعه حزبی نباشد یک طرف پوپولیسم و یک طرف دیگر شخص فرا دولتی است. هر نهادی اگر بیش از حد از آن کار بکشیم ظرفیت ها و توانش فروکش می کند. اما نظام های حزبی حتی در صورت شهر آشوبی اکثریت را به اقلیت تبدیل می کند و ناکارامدی های دولت های برآمده از این احزاب پس از گذشت زمان به فراموشی سپرده می شوند. وی ادامه داد: مطالعات تطبیقی نشان می دهد که نیازی به درگیری با نهادهای نظارتی نیست. تنها اگر یک قانون داشته باشیم می توان اصلاحات مهمی را بوجود آورد. آنهم اینکه شورای نگهبان با حفظ تمامی اختیاراتش ملزم باشد که یک نماینده از احزاب مهم را در انتخابات های کشور بعنوان کاندیدا تایید کند. فیرحی در ادامه این جلسه در پاسخ به سوالی درباره نبود احزاب قدرتمند در ایران گفت: این را نگوییم که چرا احزاب قدرتمند نداریم بلکه باید سیستم را متقاعد کنیم که نمایندگانی از سه تفکر اصلاح طلبی و اعتدال گرایی و اصولگرایی در انتخابات حضور داشته باشد.